

سعید زایری 
لیست
اشعار:
(27 شعر)
مرتب سازی بر حسب:
|
|

سخن مدیر سایت
این نسخه آزمایشی سایت می باشد. تلاش ما بر این است که این سایت را به یک مجله
ادبی با امکان عضویت دوستان هنرمند و قراردادن اشعار و سایر مطالب ادبی ایشان تبدیل
کنیم. نظرات و پیشنهادات شما یاریگر ما در این امر می باشد.
سعید زایری
|
نویسنده: مرتضی

ماتم تو قصه هام شده آخر راه زندگی
نبض زمونه کند شده
قلم داره جون می کنه
آدمک هم چه بی صدا
قبر احساس می کنه
گل ها همه خشک شدن
خاک زمین چه پیر شده
این نیم چه ی احساس ما
به پای غم گیر شده
گمشده راه زندگی
همه پی یه آدرسن
جاده ی بندگی کجاست
من که به اون نمی رسم
سلام خیلی دوست دارم نظر شما رو در مورد این ترانه بدونم
خوشحال می شم به وب من هم سری بزنید
یا حق
نویسنده: سعید زایری

از اینکه نظر دادی خیلی ممنونم دوست خوبم.
همینجا هم این رو بگم که من مدتی هست که سایت رو آپدیت نکردم. دلیلش هم اینه که قصد دارم کل سایت رو تغییر بدم که همه دوستان بتونن شعرها و مطالبشون رو اینجا بذارن. البته چون دست تنها هستم و کلی گرفتار، کمی طول کشیده و هنوز آماده نیست. باز هم از همه دوستان ممنونم.
نویسنده: فهیمه
همچون چراغی پر نور
چشمک میزند و می رقصد
تا که رسد به جایی دور
و تا آنجا می رود که
در گوشهای از دلم آرام گیرد
منم بگی نگی یکم می نویسم نظرت رو درباره این چند جمله بگو
خیلی شعر هات غمگینه سعی کن به آینده امیدوار باشی.
نویسنده: الهام
نویسنده: پدرام